محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
658
خلد برين ( فارسى )
جلايل عواطف خسروانه سربلند شدند متعهد گرديدند كه [ به ] نصايح سودمند ، مرشد قلى خان و رفقار را به راه راست اطاعت و متابعت دلالت نموده از مرحلهء مخالفت و گم كرده راهى بگذرانند . بنابر اين شاهويردى سلطان يكان عم مرشد قلى خان را كه از اعاظم امراى استاجلو و در عهد خجستهء شاه جنت مكان مشير مشار اليه بود از ميان خود اختيار نموده به خراسان فرستادند . و چون در عرض مدت سه سال كه كوكب جاه و جلال در سفر آذربايجان نزول اجلال داشت على خان ذو القدر بيگلربيگى و چند نفر از امراى فارس كه به سفر مذكور مأمور بودند به بهانهء خروج قلندر - كه ايمائى به ذكر آن شد - از سفر آذربايجان تخلف نموده بودند به جرم نافرمانى معزول و امت بيك يوزباشى ذو القدر را ملقب به « امت خان » و امير الامراى فارس گردانيده جمعى ديگر از امراى معتبر را به جاى امراى معزول به پايهء ارجمند امارت رسانيدند ، و فرمان مطاع به نفاذ پيوست كه امت خان از لشكريان فارس جمعى را به مدد اسكندر خان بيگلربيگى كوهكيلويه و دفع قلندر مأمور ساخته خود با بقيهء سپاه و لشكر به سفر خراسان حاضر گردد . همچنين حسب الفرمان لازم الاذعان ولى خان تكلو بيگلر بيگى قلمرو عليشكر به اتفاق امراى تابين ، و ولى خان افشار حاكم كرمان با انصار و اعوان به سفر خراسان مأمور و مقرر شد كه هر چند زودتر به معسكر ظفر اثر پيوندند . بعد از فيصل قضاياى مذكور به هنگام ارتفاع محصولات ، رايات ظفر آيات به صوب خراسان در حركت آمده قورخمس خان شاملو به حفظ و حراست دار السلطنهء قزوين و دولتخانهء خلد قرين مأمور و متوقف گرديد ، و استمالت نامهها به امراى خراسان عز اصدار يافته مصحوب مسرعان به نزد ايشان روان و فرمان نافذ گرديد كه مجموع ايشان بر سر مرتضى قلى خان حاكم مشهد مقدس معلى جمعيت نموده به اتفاق يكديگر به معسكر ظفر اثر ملحق شوند ، و عساكر ظفر شعار مانند جداول و انهار كه به بحر ذخار پيوندد در عرض راه به موكب